54 - تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 9:16
idk. once it's written down, everything is always happening, all at once Home | Archive | Posts | Design 54 سلام. این نوشته مال 1398/11/15 عه و امروز 1404/05/26 :)) خودمم یادم نبود که همچین چیزی نوشتم یه روزی! :)‌ ولی چون خوشم اومد و دوست داشتم اینجا باشه, منتشرش میکنم!***چننند وقت پیش بود که شیدرخ ...
Finally 55! - تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 9:16
idk. once it's written down, everything is always happening, all at once Home | Archive | Posts | Design Finally 55! بالاخره بعد از هفت فاکینگ سال و یه دکتری و یه ازدواج و یه جنگ later, من اومدم آپدیت کنم! :)این مدت شده بود که بیام سر بزنم ولی دست و دلم به نوشتن نمیرفت. همه چیز غریب بود و خیلی خیلی ...
Red Rising - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 8:11
خب خب خب... تقریباً همون موقعی که کتاب سومش میخواست منتشر بشه، این سری رو کشف کردم و از طرح جلداش خیلی خوشم اومد. گفتم عه اینا رو هم بد نیس بخونیم و اینا... ولی خب ماشالا لیست بالا بلند بود، این هم ت
50 - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 8:11
51 - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 8:11
میدونم گفتم نمیام از خودم بگم ولی این مهم بود و میخواستم یه جایی داشته باشمش. یادتونه اینجا گفتم که ویل آی اور دو د سیم؟! وِل، سیمز لایک آی دید د سیم!! بحث کلا راجب من بود و عادت نداشتم که من و مشکلات
Akatsuki no Yona - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 8:11
برگردیم به انیمه معرفی کردن چون کار بهتری نداریم بکنیم و توییتر sucks! اوکی، از کجاش شروع کنم؟! انیمه یک فصل 24 قسمتیه و 3 تا هم OVA داره. مال سال 2014 ست و تا الان هم خبری از فصل 2 نیست متاسفانه. قض
Violet Evergarden - تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 8:11
آه.اصن فقط دلم میخواد آه بکشم.من ِ خوره ی تراژدی میخواستم همه چی یهو خوب شه و به طرز خیلی کلیشه ای بگن عاقا همه ی داستان خواب بوده و حالا اینم پایانی که همه چی خوب و خوشه و happily ever after میرن زن
Grave of the Fireflies - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 8:08
میدونم یا دارم کتاب معرفی میکنم یا انیمه، ولی حرف بهتری ندارم بزنم و حال غر زدن هم ندارم سو...من کسی نیستم که راحت گریه ام بگیره. با فیلم و سریال که اگه یه موقعی یه موقعی چی بشه گریه ام بگیره و از موارد نادره. ینی قلبم قشنگ مچاله میشه و فیزیکالی درد میکشم ولی گریه ام نمیگیره. با انیمیشن و انیمه ولی ...
47 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 8:08
*هیستریکال لفتر* اگه میشد صدای خنده هامو بذارم، میذاشتم!یه حقیقت های تلخی هس که هیشکی اثباتشون نکرده ولی ته دلت میدونی وجود داشتن و دارن. با اینحال دوست داری انکارشون کنی چون به هر حال who knows، تو که واقعن نمیدونی.بعد کاملن اتفاقی و همینجوری یهویی اون مدرکی که میخواستی (نات ریلی؟!) رو میبینی و هره...
48 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 8:08
اصلن هم عمدی صبر نکردم تا بشه 90 روز بعد بیام بنویسم.پیش میومد که بیام یه چیزی بنویسم و آخر کار هم پاک میکردم میرفتم پی کارم.یا اینکه در طول روز انقدر به چیزی که میخواستم بنویسم فکر میکردم و فکرم میکردم ولی بعد که میخواستم اکچوالی بنویسمش بسیار مسخره و پیش پا افتاده به نظر میرسید در نتیجه دوباره میب...
Used to Be - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 8:20
ببینین، من هیچوقت توی یه ریلیشنشیپ نبودم و نمیدونم how it works. همه ی چیزهایی هم که راجبش میدونم از توی فیلما و کتابا و تجربه های بقیه ست که همشون غیر واقعی و فیک و too perfect to be real ان. تنها چیزی که خوب تجربه ش کردم فرندزون عه و هیچوقت هیشکی راجب یه بدبختی که توی فرندزونه و روح طرفشم خبر ندار
Aristotle and Dante Discover the Secrets of the Universe - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 8:20
"I had a feeling there was something wrong with me. I guess I was a mystery even to myself. That sucked. I had serious problems." "I had a rule that it was better to be bored by yourself than to be bored by someone else. I pretty much lived by that rule." "I was ashamed of myself for being ashamed o
39 - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
*فوووووت* *فوووووت* *بلند شدن خاک شش ماهه* کسی که اینجا نیس ولی من واسه دل خودم مینویسم :) سلام :)چقدر سوت و کوره.. هممون رفتیم پی زندگیمون (مثلن!)توی این شش ماه خیلی پیش اومد که میومدم و "نوشته جدید" رو میزدم و با اینکه کلی حرف داشتم، فقط به صفحه خالیه زل میزدم و بعدم میبستمش و میرفتم..نمیدونم چی
40 - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
امروز از اون روزای حس های نوستالژی مسخره گرفتنه که یاد قبلنا و همه کارهای مسخره ای که کردی میفتی..الان به کارهایی که میکردم میخندما (خنده تلخ!)، ولی اون موقع ها خیلی قضیه جدی ای بود واسم و فکر میکردم که im never go a get over this...چند وقت پیش داشتم خاطره شو توی دفتر خاطراتی که خیلی دوستش داشتم و
All for the Game - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
از اون روزی که تمومشون کردم هی دلم میخواست بیام راجبشون بنویسم ولی هی حسش نبود (honestly what's new؟) و چه موقعی بهتر از وقتیه که امتحان داری و میخوای درس نخونی؟! :)خب اول اینکه من وقتی کتابای The Raven Cycle رو میخوندم (پارسال)، اینا رو کشف کردم و گذاشتمشون اون وسطای لیست و خب چند وقت پیش خوندمشون
A Silent Voice (Koe no Katachi) - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
وقتی یه چیزی رو دوست دارم، خیلی راجبش حرف میزنم. هرچی هم بیشتر میبینمش بیشتر حرفم میاد. ولی بعضی وقتا یه سری چیزا رو 24/7 هم ببینم، بازم انگار درِ حرف دونمُ میبندن. این انیمه یکی از هموناس.با اینکه از دیشب تا حالا پنح شش باری دیدمش، هنوز speechless عم.ببینیدش. پشیمون نمیشین! (برای بزرگتر شدن عکسا ر
King - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 4:44
یه سری آدما رو هم وقتی میبینی با خودت فکر میکنی که تو میتونستی این باشی!! یه جورایی انگار داری به آینده ی خودِ قبلیت نگاه میکنی.. بعد میری تو فکر که چی عوض شد؟! چی شد که من این نشدم؟؟ چون این چیزیه که همه میخوان تو باشی و یه جایی اون ته دلت خودتم میخوای که کاش میتونستی باشی، ولی نیستی.. (چقدر پیچیده...
36 - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:43
37 - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:43
Brand New - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 17:48
همیشه این موقع ها حال هوای فصل جوریه که هرچقدرم بدبختی سرم ریخته باشه، بازم حالم خوبه! اگه هم حالم بد باشه، یکم که بیرون راه برم، توی اون مدت حالا هرچقدر هم کوتاه، یادم میره ناراحتی هامو و بعدشم که برگردم خونه یه حس خوبی گرفتم که واسه بقیه روز باهامه... ساده بگم، یه خجستگیه خاصی دارم هرسال این موقع ...

برچسب‌های مرتبط

king soopers | kings island | 365 outlook login | 360 camera | 360 area code | 365 mail | 360 video | 361 area code | 360 chicago | 36 weeks pregnant